تبلیغات
ورزش

نرخ بیکاری ژاپن به 4.3 درصد رسید

خبرگزاری فارس: نرخ بیکاری ژاپن طی ماه ژوئن برای دومین ماه متوالی با کاهش روبرو شد و به کمتر از 4.3 درصد رسید.

خبرگزاری فارس: نرخ بیکاری ژاپن به 4.3 درصد رسید

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اینترنتی آسوشیتد پرس ، گرچه نرخ بیکاری ژاپن طی ماه ژوئن با کاهش روبرو شده ولی شرایط کلی حاکم بر اقتصاد این کشور همچنان نگران کننده است و این کشور هنوز با تاثیرات منفی ناشی از زلزله و سونامی شدید سال گذشته و کاهش تقاضا از سوی بازار اروپا روبرو است .

بر اساس این گزارش ، وزارت امور داخلی ژاپن در تازه ترین گزارش خود اعلام کرد نرخ بیکاری این کشور طی ماه ژوئن با 0.1 درصد کاهش به کمتر از 4.3 درصد رسیده است . نرخ بیکاری ژاپن در ماه می به بیش از 4.4 درصد رسیده بود . بر این اساس ، کاهش جمعیت ژاپن طی سالهای اخیر به نگرانی مهم دولتمردان این کشور تبدیل شده است .

زلزله و سونامی شدید سال گذشته موجب وقوع فاجعه هسته ای فوکوشیما شد و این بحران زیان و ضرر سنگینی را بر اقتصاد ژاپن وارد کرد . نگرانیهای عمومی نسبت به امنیت نیروگاههای هسته ای موجب شد تا ژاپن بلافاصله پس از وقوع فاجعه هسته ای فوکوشیما فعالیت هر 50 رآکتور هسته ای خود را تعطیل کند و این مساله موجب افزایش چشمگیر هزینه واردات انرژی شد .

ژاپن که به شدت به صادرات وابسته است با افزایش ارزش ین در برابر دلار و یورو روبرو شده و بحران مالی و بدهی منطقه یورو نیز تاثیر منفی زیادی بر صادرات ژاپن داشته است .وزارت بازرگانی ژاپن در تازه ترین گزارش خود اعلام کرد میزان تولیدات صنعتی این کشور طی ماه ژوئن نسبت به ماه می با افت 0.1 درصدی روبرو شده است.

افت تولیدات صنعتی ژاپن و کاهش شدید اعتماد صنعتی در کره جنوبی موجب شده است تا کارشناسان اقتصادی نسبت به اتخاذ سیاستهای انبساطی بیشتر از سوی بانکهای مرکزی آسیایی امیدوار تر شوند .تولیدات صنعتی این کشور طی ماه می نیز با افت 3.4 درصدی روبرو شده بود .

تازه ترین آمارهای اقتصادی در ژاپن نیز نشان می دهد رشد اقتصادی این کشور پس از افزایش 4.7 درصدی در سه ماه نخست 2012 میلادی در سه ماه دوم به کمتر از 1.6 درصد رسیده است . تشدید بحران مالی و بدهی منطقه یورو نیز هنوز نگرانیهای زیادی را در بین سرمایه گذاران بین المللی ایجاد کرده است .


 

تحلیلگر آمریكایی: بعید است آمریكا در سوریه دخالت نظامی كند

» سرویس: بین الملل - گزارش و تحلیل

یك تحلیلگر سیاسی در آمریكا اظهار داشت: به‌رغم فشار جمهوری‌خواهان آمریكا برای اقدامات بیشتر در قبال سوریه، بعید به نظر می‌رسد كه آمریكا و متحدش ناتو به طور مستقیم خود را وارد ناآرامی‌های سوریه كنند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، به نقل از خبرگزاری شینهوا، واین وایت، یك تحلیلگر سیاسی در موسسه خاورمیانه در آمریكا اظهار داشت: این به خاطر آن است كه ارتش سوریه یكی از نیرومندترین و مجهزترین ارتش‌ها در جهان عرب است و به خاطر جنگ با اسرائیل همیشه در آماده باش دائمی بوده است.

وی اظهار داشت: در مقایسه با عملیات ناتو در لیبی كه در زمان معمر قذافی، دیكتاتور سابق لیبی دارای یكی از بی‌كفایت‌ترین و نامجهزترین ارتش‌های جهان عرب بود، ناتو نمی‌تواند عملیاتی علیه سوریه انجام دهد.

این تحلیلگر كه پیشتر در وزارت خارجه آمریكا معاون دفتر اطلاعات و تحقیقات در امور شرق دور و جنوب آسیا بود، اظهار داشت: حمله به سوریه فراتر از توانمندی‌های ناتو است.

وی ادامه داد: جغرافیایی سوریه یك مانع بزرگ دیگر بر سر راه حمله ناتو به این كشور است و جغرافیای این كشور به هواپیماهای ناتو اجازه نمی‌دهد كه به راحتی رفت و آمد داشته باشد.

كاخ سفید روز چهارشنبه تاكید كرد: ارتش آمریكا در سوریه دخالت نظامی نمی‌كند. با این وجود بسیاری از جمهوری‌خواهان خواستار انجام اقدامات بیشتر آمریكا علیه سوریه هستند.

سناتور لیندسی گراهام كه یك جمهوری‌خواه است، روز پنجشنبه به شبكه خبری فاكس نیوز گفت: فكر نمی‌كنم كه اقدامات در قبال سوریه كافی باشد.

گراهام كه عضو كمیته سرویس‌ نیروهای مسلح مجلس سنای آمریكا است، اظهار داشت: كنار رفتن هر چه سریعتر بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه از قدرت در راستای منافع امنیت ملی ما است زیرا ایران در حال رصد اقدامات ماست.

تنها چند ساعت پس از اینكه قطعنامه سازمان ملل علیه سوریه به خاطر مخالفت روسیه و چین در شورای امنیت وتو شد، گراهام چنین اظهاراتی را بیان داشت. روسیه و چین مخالف هرگونه تهدید و یا تحریم علیه سوریه هستند و اعلام كردند تحریم‌های یك جانبه، سوریه را دچار جنگ داخلی می‌كند. آمریكا و متحدان اروپایی‌اش خواستار تمدید 45 روزه ماموریت صلح‌بانان سازمان ملل در سوریه شدند. آنها همچنین خواستار ادامه تحریم‌ها در صورت ادامه خشونت‌ها در این كشور شدند.

گراهام تاكید كرد: آمریكا باید مخالفان سوریه را مسلح كند و منطقه پرواز ممنوع بر فراز آسمان سوریه اعلام شود تا از مردم محافظت شود.

در درگیری‌های روز پنجشنبه در دمشق و اطراف آن ارتش سوریه تلفات سنگینی را به مخالفان این كشور وارد كرد. هم‌اكنون بسیاری از مردم دمشق به مناطق دیگر گریخته‌اند.

انتهای پیام


دوشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۱ / Jul 16 2012
تعداد کل اخبار: 163

الكوثر «چهل حدیث» امام (ره) را سریال می‌كند

» سرویس: فرهنگی و هنری - تلویزیون و رادیو

مدیر شبكه الكوثر از ساخت سریالی بر مبنای كتاب «چهل حدیث» امام (ره) خبر داد.

علی خندق‌آبادی در پاسخ به پرسش خبرنگار سرویس تلویزیون ایسنا درباره‌ی برنامه‌های نمایشی این شبكه برای مقابله با سریال‌هایی مثل «الفاروق عمر» كه قرار است ماه رمضان امسال از یكی از شبكه‌های ماهواره‌یی پخش شود، گفت: در باب مساله‌ی نمایش، دیدگاه ما یك دیدگاه ایجابی است؛ یعنی معتقدیم اگر هر آنچه در اسلام هست در برنامه‌ها به مخاطبان منتقل شود، مخاطبان در مقابل هر گونه جریان تفرقه واكسینه می‌شوند. ما معتقدیم برخی جریان‌ها مثل جریان وهابیت به دنبال ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی هستند.

مدیر شبكه الكوثر درباره‌ی سریال «چهل حدیث» نیز توضیح داد: متن فیلمنامه سریال «چهل حدیث»، بر اساس كتاب «چهل حدیث» امام (ره) در حال نگارش است.

او ادامه داد: این سریال 40 قسمتی، سریال حساسی است كار تهیه‌ی فیلمنامه آن نیز به همین دلیل به كندی پیش می‌رود. امیدوارم امسال بتوانیم نگارش فیلمنامه را به پایان برسانیم.

مدیر الكوثر همچنین با اشاره به تولید 13 تله‌فیلم تحت عنوان «درخت حكمت»، گفت: این تله‌فیلم‌ها در دست تولید است و تا به حال هشت یا 9 قسمت از آن‌ها ساخته شده كه در نهایت به 13 قسمت خواهد رسید.


عاشق

سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 12:31 ق.ظ

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد.
در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر
برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت.



کمک

سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 12:31 ق.ظ

زن با گریه آمده بود مغازه حاجی. می گفت"حاجی شنیدم توی این بازار دستت  به خیره. از خدا که پنهون نیست از شما هم نباشه، با زبون روزه نمی خوام دروغ بگم دیشب سر سفره ی بچه هام یه بربری بود و هفت هشت تا خرما."

حاجی کیسه را برداشت و پرش کرد: دو بسته خرما،یک کله قند، یک بطری روغن کوچک و روی همه این ها چهار اسکناس 5هزار تومانی.

زن از بازار بیرون زد و به سمت پارکینگ رفت.

206 آلبالویی رنگش منتظرش بود...  
 


ماه رمضون

سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 12:31 ق.ظ

ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.
می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از
اسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب‌های قدر در آن قرار دارد. فضیلت ماه رمضان
بسیار زیاد و نامحدود است.
img/daneshnameh_up/1/1e/ramezan.jpg
به برخی از حوادث و رویدادهای مهم این ماه اشاره می‌شود:
وفات
حضرت خدیجه
در دهم رمضان سال دهم بعثت.
ولادت
امام حسن مجتبی علیه السلام
نیمه رمضان سال دوم هجرت.
جنگ بدر
در سال دوم هجرت.
فتح مکه
در سال هشتم هجرت.
مراسم
عقد اخوت و پیمان برادری میان مسلمان، و ایجاد اخوت اسلامی بین پیامبر و امام علی علیه السلام
.
بیعت مردم به ولایت‌عهدی
امام رضا علیه السلام
در سال 201 قمری.

منابع :
هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 21

فضیلت ماه رمضان:

ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شود، و عبادت در یکی از شب‌های آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است.
بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفس‌های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل‌هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.
پس با نیت‌ای درست و دلی پاکیزه،‌ پروردگارتان را بخوانید تا شما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه عظیم محروم گردد. با گرسنگی و تشنگی در این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید.»

آن گاه پیامبر اکرم وظیفه روزه‌داران را برشمرد و از صدقه بر فقیران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهربانی به یتیمان و نیز عبادت و سجده های طولانی، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضیلت اطعام در این ماه سخن گفت.

منابع :
مفاتیح الجنان،‌ تفسیر نمونه، ‌ج 1، ص 634؛ المیزان، ‌ج 2، ص 15


عشق مرده

سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 12:30 ق.ظ

شب داشتم توی خیابان های شهر عشق قدم می زدم گذارم افتاد به قبرستان عشق خیلی تعجب کردم تا چشم کار می کرد قبر بود . پیش خودم گفتم یعنی این قدر قلب شکسته وجود داره ؟؟ همین طور که می رفتم متوجه یک دل شدم انگار تازه خاک شده بود . جلو رفتم و دیدم روی سنگ قبر چند تا برگ افتاده کنار قبر نشستم و براش دعا کردم وقتی برگ ها را کنار زدم دیدم .... اون دل همون کسی بود که باعث شده بود دل من خیلی وقت پیش ها بمیره .


همسفر

سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 12:30 ق.ظ

همسفر کوچه های دل تنگی ام

ای همنفس ، ای تمام هستی بدان که آفتاب پر مهرت

 درآسمان قلبم هرگز غروب نخواهد کرد چرا که دیوانه وار

دوستت دارم و بدان که من عاشق ترین عاشقانت هستم .

پس جاودان بمان تا بمانم


مهندس و برنامه نویس!

سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 12:30 ق.ظ

یک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند.

برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟

مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید.

برنامه‌نویس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید ۵ دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم.

مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد.

این بار، برنامه‌نویس پیشنهاد دیگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما می‌دهم.

این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامه‌نویس بازى کند.

برنامه‌نویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟»

مهندس بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد. حالا نوبت خودش بود.

مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود ۳ پا دارد و وقتى پائین می‌آید ۴ پا؟»

برنامه‌نویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر هم گپ زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند. بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ٥٠ دلار به او داد.

مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامه‌نویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟»

مهندس دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد و رویش را برگرداند و خوابید.


جهنم

سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 12:29 ق.ظ

در قرون وسطی کشیشان، بهشت را به مردم می فروختند و مردمان نادان هم با پرداخت پول، قسمتی از بهشت را از آن خود می کردند.

فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد. به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت:

- قیمت جهنم چقدره؟

کشیش تعجب کرد و گفت: جهنم؟!

مرد دانا گفت: بله جهنم.

کشیش بدون هیچ فکری گفت: 3 سکه

مرد فوری مبلغ را پرداخت کرد و گفت: لطفا سند جهنم را هم بدهید.

کشیش روی کاغذ پاره ای نوشت: سند جهنم

مرد با خوشحالی آن را گرفت از کلیسا خارج شد. به میدان شهر رفت و فریاد زد:

- ای مردم! من تمام جهنم را خریدم و این هم سند آن است. دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کسی را داخل جهنم راه نمی دهم.

اسم ان مرد، کشیش مارتین لوتر بود


پسر باحال ( مرد جذاب)

سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 12:29 ق.ظ

توجه: اسامی و شخصیت های به کار رفته در داستان زیر واقعی نیستند ولی هر گونه شباهت شخصیت ها و افراد داستان با شخصیت های واقعی احتمالا عمدی بوده و از نام کسانی که نویسنده در طول زندگی خود از آنان عقده ای در دل دارد انتخاب شده است، اما ما در قرار دادن این مطلب عمدی نداشته ایم.




سلام. من (از بردن نامم خودداری می کنم که نکنه سو استفاده سیاسی بشه) هستم 54 ساله. هوس باز، پولدار، خسیس، نامرد، بد اخلاق، پر رو و بی شرف و پست! خیلی هم پر نفوذ و قدرتمند هستم. امروز تصمیم دارم وقایع اتفاقیه خودم رو در این دفتر خاطرات بازگو کنم.  چهار بار ازدواج کردم. زن اولم تصمیم گرفت به طور مسالمت آمیزی از بین زندگی با من و دق کردن دومی رو انتخاب کنه. زن دومم خیلی سر سخت بود. خودم مجبور شدم بهش بقبولونم که باید بمیره! لامسب خیلی زورش زیاد بود. پدرم در اومد تا اون فنجون قهوه رو به زور به خوردش دادم. زن سومم خیلی آدم فهمیده ای بود. خودش قبول کرد برای اینکه به سرنوشت بقیه دچار نشه بدون مهریه و خون و خونریزی ازم جدا بشه.



داستان قلب

سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 12:28 ق.ظ

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم
تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید…

چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..!
دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:

سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)

...........

.......

...

..

.

دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..
آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم.


دعا بچه زرنگ

سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 12:28 ق.ظ

کودکی به مامانش گفت،

من واسه تولدم دوچرخه می خوام. بابی پسر خیلی شری بود. همیشه اذیت می کرد.
مامانش بهش گفت: آیا حقته که این دوچرخه رو برات بگیریم واسه تولدت؟
بابی گفت: آره.

مامانش بهش گفت، برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده.

نامه شماره یک
سلام خدای عزیز
اسم من بابی هست. من یک پسر خیلی خوبی بودم و حالا ازت می خوام که یه دوچرخه بهم بدی.
دوستدار تو
بابی

بابی کمی فکر کرد و دید که این نامه چون دروغه، کارساز نیست و دوچرخه ای گیرش نمیاد. برای همین نامه رو پاره کرد.

نامه شماره دو
سلام خدا
اسم من بابیه و من همیشه سعی کردم که پسر خوبی باشم. لطفاً واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده.
بابی

اما بابی یه کمی فکر کرد و دید که این نامه هم جواب نمی ده واسه همین پاره اش کرد.

نامه شماره سه
سلام خدا
اسم من بابی هست. درسته که من بچه خوبی نبودم ولی اگه واسه تولدم یه دوچرخه بهم بدی قول می دم که بچه خوبی باشم.
بابی

بابی کمی فکر کرد و با خودش گفت که شاید این نامه هم جواب نده. واسه همین پاره اش کرد.

تو فکر فرو رفت. رفت به مامانش گفت که می خوام برم کلیسا.

مامانش دید که کلکش کار ساز بوده، بهش گفت خوب برو ولی قبل از شام خونه باش.بابی رفت کلیسا.

یه کمی نشست وقتی دید هیچ کسی اونجا نیست، پرید و مجسمه مریم مقدس رو دزدید و از کلیسا فرار کرد.
بعدش مستقیم رفت تو اتاقش و نامه جدیدش رو نوشت.

نامه شماره چهار
سلام خدا
مامانت پیش منه! اگه می خواهیش واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده.
بابی



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :